السيد محمد حسين الطهراني

29

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

فوثب القوم ليقتلوه . فقال : رويدا ؛ إنّما سبّ بسبّ أو عفو عن ذنب « 1 » أصحاب آن حضرت از جا برجستند ، تا او را بكشند . حضرت فرمود : آرام باشيد ؛ جزاى او نيست مگر دشنامى در مقابل دشنامى كه داده است ؛ و يا عفو و گذشت از گناهى را كه مرتكب گرديده است . در اين قضيّه مىبينيم آن حضرت در زمان خلافت خود كه از جهت قدرت ظاهرى به حدّ اعلا بود ، در أثر دشنام مردى كه از خوارج بود ، از قانون قرآن به قدر سر موئى تجاوز ننموده ؛ و همان عين برگرداندن دشنام را جزاى وى مىداند ؛ و عفو و إغماض را نيز در درجهء بهتر و عالىتر قرار مىدهد . در قضيّهء ضربت ابن ملجم مرادىّ بر فرقش كه بالأخره منتهى به شهادتش شد ، عينا همين حكم قرآنى را إعمال نموده است . در وصيّت خود بعد از ضربت مىفرمايد أنا بالامس صاحبكم ؛ و اليوم عبرة لكم ؛ و غدا مفارقكم ؛ إن أبق فأنا ولىّ دمى ؛ و إن أفن فالفناء ميعادى ، و إن أعف فالعفو لى قربة ، و هو لكم حسنة ، فاعفوا : أ لا تحبّون أن يغفر الله لكم « 2 » . ( من در ديروز مصاحب ، و همنشين شما بودم ؛ و امروز از برابر شما عبور مىكنم ؛ و فردا مفارقت مىنمايم . اگر من شفا يابم ، خودم صاحب اختيار خون خود مىباشم . و اگر به عالم فناء ارتحال كنم ، فناء و لقاء حضرت احديّت و بقاء به بقاء او ميعاد من است . در صورت شفا اگر ضارب را عفو نمايم ، عفو موجب قربت من به سوى خداست ؛ و در صورت رحلت ، صورت عفو شما ، موجب حسنه و نيكوئى شماست ، بنابراين ابن ملجم را عفو كنيد ! آيا نمىخواهيد خداوند نيز از شما بگذرد ؟ ! و شما را مورد عفو و غفران خود قرار دهد ؟ ! . ) و همچنين مىفرمايد :

--> ( 1 ) نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 235 حكمت شمارهء 420 ، از شرح نهج البلاغه محمد عبده طبع مصر . ( 2 ) ضمن رسالهء 23 ، از نهج البلاغه ، و از طبع مصر با تعليقهء عبده ، ج 2 ، ص 21 .